|
به نام حکیم جان آفرین شعر خوانی درس گِل و گُل پایۀ هفتم معنی لغت ها محفل : مجلس // شنیدستم : شنیده ام // پاره دوز : پینه دوز // عجوز : پیرزن // محبوب : دوست داشتنی // حریر : پارچۀ ابریشمی معطّر : خوشبو // دلپذیر : پسندیده // مُشک : مادۀ خوشبو // عبیر : مادۀ خوشبو // عبرت : درس گرفتن ( اینجا تعجب کردن) دلاویز : مطلوب ، خوشبو // گفت و شنود : حرف زدن ، گفت وگو // پر ( اینجا گلبرگ) گذر کرد : گذشت معنی شعر و نکته ها شبی در محفلی با آه و سوزی شنیدستم که مرد پاره دوزی چنین می گفت با پیر عجوزی « گِلی خوشبوی در حمام روزی رسید از دست محبوبی به دستم» معنی : شنیده ام یک شبی در مجلسی پیرمرد پینه دوزی با آه و ناله به پیرزنی چنین گفت : یک روزی در حمام دوستی به من گِل خوشبویی داد نکته : شنیدستم // گذشته ( در قدیم بعضی از فعل های گذشته که به آن ماضی نقلی می گویند همراه فعل «است» می آمدند) گرفتم آن گِل و کردم خمیری خمیری نرم و نیکو چون حریری (3جمله) معطر بود و خوب و دلپذیری « بدو گفتم که مشکی یا عبیری ( 4جمله) که از بوی دلاویز تو مستم» آن گل را گرفتم و با آن خمیری درست کردم که مانند ابریشم نرم بود .آن گل خیلی خوش بو و دل چسب بود پرسیدم تومُشکی یا عبیری؟ که بوی تو مرا مست کرده است.( از خود بی خود کرده است) آرایه : تشبیه // بیت دوم مراعات نظیر نکته : مشکی : مشک هستی همه گِل های عالم آزمودم ندیدم چون تو و عبرت نمودم چو گِل بشنید این گفت و شنودم « بگفتا من گِلی ناچیز بودم ( 3جمله ) ولیکن مدتی با گُُل نشستم» من گِل های زیادی امتحان کردم ولی گلی مانند تو ندیدم و از عطر تو تعجب می کنم وقتی گل این حرف مرا شنید گفت : من گلی ناچیز و بی ارزش بودم ولی مدتی با گُل هم نشین شدم. نکته : بیت دوم آرایه تشخیص دارد گُل اندر زیر پا گسترده پر کرد مرا با همنشینی مفتخر کرد چو عمرم مدتی با گُل گذر کرد « کمال همنشین در من اثر کرد و گرنه من همان خاکم که هستم» گُل گلبرگ هایش را زیر پایش پخش کرد و به من افتخار هم نشینی با خودش را داد وقتی بخشی از عمرم با گل گذشت صفات خوب و عطر هم نشینم در من تاثیر کرد و گرنه من همان خاکی هستم که بودم و تغییری نکردم. شعر از : ملک الشعرای بهار // کتاب مهم ( سبک شناسی) نکته هایی در مورد این شعر: بیت هایی در داخل شعر با علامت (گیومه) مشخص شده اند که نشان می دهند این بیت ها از ملک الشعرای بهار نیست بلکه از سعدی می باشد. در ادبیات این یک آرایه می باشد که به آن « تضمین » می گویند . تضمین یعنی اینکه شاعر و یا نویسنده از شعر دیگران استفاده کند در این صورت ، شعر دیگران را داخل گیومه قرار می دهند و یا نام شاعر را ذکر می کنند . مثال : چه خوش گفت فردوسی پاکزاد // که رحمت بر آن تربت پاک باد میازار موری که دانه کش است // که جان دارد و جان شیرین خوش است نکته : طرز قرار گرفتن قافیه های این شعر به صورت زیر می باشد .......................................O ................................ O ......................... O ............................. O ............................× ......................... .............................. ......................... ............................... ............................................. × به این نوع شعر مسمط یا مسمط تضمینی می گویند یکی از قالب های شعری است که بنا بر اختیار شاعر،از چندین بخش تشکیل می شود.بدین صورت که در هر بخش،همه ی مصراع های آن بخش غیر از مصراع پایانی آن بخش با هم، هم قافیه اند و مصراع های پایانی ( تک بیت ها) با هم قافیه می شوند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۸ساعت 1:52  توسط حمید
|
|